تبليغاتX
ببار ای ابرکم
نوشته شده توسط نسیم در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 |
چه دريايي ميان ماست خوشا ديدار ما در خواب                


  چه اميدي به اين ساحل خوشا فرياد زير آب


خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن

  خوشا مردن خوشا از عاشقي مردن


اگر خوابم اگر بيدار اگر مستم اگر هشيار

  مرا ياراي بودن نيست تو ياري كن مرا اي يار


تو اي خاتون خواب من، من تن خسته را درياب

  مرا همخانه كن تا صبح نوازش كن مرا تا خواب


هميشه خواب تو ديدن دليل بودن من بود

  چراغ راه بيداري اگر بود از تو روشن بود
نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه دهم آذر 1388 |
                                     

گل زيبا به پروانه ي آسماني چنين مي گفت:



 


فرار نکن ،ببين چقدر سرنوشت ما با يکديگر فرق دارد ،من در جاي خود مي مانم و تو مي روي ،نگاه کن ما چقدر به يکديگر علاقه داريم؟



 


ما دور از انها زندگي مي کنيم آنقدر بهم شباهت داريم که مردم مي گويند هر دوي ما گل هستيم ولي افسوس تو آزادي و من اسير زمين هستم ،چه سرنوشت وحشتناکي!!!!!!!



 


چقدر دوست داشتم مي توانستم پرواز ترا در آسمانها با نفس خود عطر آگين کنم ولي تو دور از من از ميان گلهاي ديگر فرار مي کني و من بايد در جاي خود بايستم و چرخيدن سايه ام را زير پاهايم تماشا کنم.



 


تو مي گريزي و باز بر مي گردي و عاقبت بجاي ديگري مي روي تا بهتر بدرخشي و براي همين است که هر روز صبح تو مرا گريان مي بيني



 


اه براي اينکه عشق ما پايدار بماند ،



 




نوشته شده توسط نسیم در شنبه هفتم آذر 1388 |
log

www.GHASRE20.coo.ir